محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
228
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
از اين قرار : فرناندوى اول پادشاه قشتاله با قواى خود در اوايل سال 1065 م / 457 ه بيرون آمد و به سوى اراضى مملكت سرقسطه روان شد تا امير آن المقتدر بن هود را گوشمال دهد ؛ زيرا ابن هود در پرداخت جزيهء مقرر تعلل كرده بود . ديگر آنكه در سرقسطه و بلاد ديگر از مملكتش به مسيحيان تعدى شده بود و جمع بسيارى كشته شده بودند . فرناندو اراضى جنوبى سرقسطه را مورد تاختوتاز قرار داد و بشدت ويران نمود و مزارع و روستاها را به آتش كشيد . قشتاليان به مزارع و باغهاى دژها و قلعههايى كه داراى بارو بودند و به درون رفتن نمىتوانستند آسيب فراوان رسانيدند . فرناندو در بهار براى يك جنگ ويرانگر عازم بلنسيه شد . قشتاليان شهر را محاصره كردند و بيم در دل بلنسيان افگندند . پادشاه ناتوانشان عبد الملك در درون باروها بر خود مىلرزيد ، با اينهمه بسيج دفاع كرد . چون قشتاليان بلندى و استوارى باروها را ديدند و مردم را آمادهء دفاع يافتند دست به حيله زدند و محاصره را ترك گفته ، چنان نمودند كه بازمىگردند و به شهرى به نام بطرنه مىروند . مردم شهر پنداشتند كه قشتاليان نوميد بازگشتهاند . پس به سردارى امير خود عبد الملك از شهر بيرون تاختند تا فراريان را تعقيب كنند . همه جامههاى فاخر بر تن داشتند چنان كه گويى روز عيد است . در اين هنگام قشتاليان به ناگاه بازگشتند و بشدت حمله كردند و جمع كثيرى را كشتند و اسير كردند . سپاه بلنسيه در زير ضربات دشمن به شهر بازگرديد . عبد الملك توانست جان خود برهاند . سپاه قشتاله بار ديگر شهر را محاصره نمود . در اين هنگام المأمون بن ذو النون شتابان بيامد تا از داماد خود دفاع كند و شهر محاصره شده را نجات دهد و اين در حالى بود كه ابن ذو النون خود خراجگزار فرناندو بود . فرناندو كه همچنان نزديك باروهاى شهر بود احساس كرد كه بيمار مىشود . سپاه خود را به ليون بازگردانيد و پس از اندكى در ماه دسامبر سال 1065 م درگذشت . در اين حال ، المأمون بن ذو النون فرصت يافت برنامهء ديرين خود يعنى استيلا بر بلنسيه را به اجرا درآورد . براى اين كار علتهايى چند بود كه به آنها اشاره كرديم . المأمون پيروزمندانه به شهر درآمد . عبد الملك داماد خود را عزل كرد ؛ سپس او و پسرش را بند برنهاد و به دژ اقليش يا قونقه تبعيد كرد . در روايت ديگر آمده است كه بر او ببخشود و امارت قصبهء شلبه را در شمال غربى بلنسيه به او داد و بلنسيه را ضميمهء